داستان پردازی
داستان پردازی
بنام خدا
از هنگام پیدایش زبان، بشر از دنبال کردن ماجرا های ذهنی و تجربه های خیالی مردم ، لذت می برده است.نخستین سوآل در باره داستان این است که:"چرا باید رنجی بر خود تحمیل کنیم و داستان بخوانیم؟" در حالی که کتابهای بسیاری در زمینه های گونا گون علمی و غیره وجود دارد که تا کنون نخوانده ایم.به این سوال می توان دو پاسخ اساسی داد: 1- برای لذّت و تفریح 2- برای درک و فهم بیشتر از زندگی اجتماعی آدمها. بهتر است بگوئیم که خواندن داستان به ما کمک می کند تا زندگی برای ما خسته کننده ویکنواخت نباشد و علاوه بر اینکه، داستان تخیّل ما را گسترش می دهد، ذهن ما را لطیف می کند وخون زندگی را در رگهایمان جاری می سازد.
طبقه بندی داستان:
داستان را می توان به دو بخش عمده طبقه بندی کرد:
الف- داستانهای تفریحی ب- داستانهای تحلیلی. داستانهای تفریحی صرفاً بدین منظور نوشته می شود تا ما اوقاتمان را بطور مطبوع ودلپذیر بگذرانیم. همینطور داستان تفریحی ما را از جهان واقعی دور می کند وما را قادر می سازد تا موقتاً درد ها و رنجهای خویش را به دست فراموشی بسپاریم و نیز داستان تفریحی در نهایت به مقصود و هدف خود یعنی لذت وخوشی ختم می شود. اما داستان تحلیلی نوشته می شود تاآگاهی ما را از زندگی گسترش داده، عمق و حسّاسیّت بیشتری بدان ببخشد. داستان تحلیلی دستمان را می گیرد و به یاری تخیّلمان وامی دارد تا بیشتر به درون جهان واقعی برویم و به ما توان می بخشد تا دردها ورنجهایمان را به درستی بفهمیم. داستان تحلیلی علاوه بر لذّت، درک و بصیرت را نیز بهمراه دارد. نویسنده ی داستان تحلیلی یک کاشف است. او دست ما را می گیرد و به میان جریان زندگی می برد و می گوید: "نگاه کن، اینجا جهان است."
طرح داستان:
طرح داستان ترکیبی از رشته حوادث و رویداد هائی است که یا قبلاً اتفاق افتاده است که نویسنده آنها را به زیبائی باز نویسی می کند و یا اینکه نویسنده بدیهیّات و باید ها را با شیوه های جذّاب و خواندنی بطور غیر مستقیم به خواننده و مخاطب خود متذکّر می شود. پیام و ارزش هر اثر ادبی در طرح آن گنجانده می شود. طرح داستان را می توان با شرح و تفصیل کمتر بیان کرد(داستان کوتاه)یا با شرح و تفصیل بیشتری (داستان بلند) به روی کاغذ آورد. طرح داستان در داستان کوتاه دقّت بیشتری می خواهد و نویسنده نباید زیاد حاشیه برود و باید در کمترین صفحات پیام و مقصودش را مطرح کند. هر داستان باید لزوماً دارای چند عمل داستانی باشد، ولی در داستانهای ارزشمند ،عملها پرمعنی می باشد. برای خواننده ی آگاه ممکن است سلام دادن مردی به دوستش، همانقدر معنی دار باشد که در حادثه ی دیگری شمشیری را بر علیه کسی به کار برد. بطور کلی در "طرح داستان" فقط باید حوادثی بیایند که با هم رابطه دارند.
شگفت انگیزی در داستان:
عنصر دیگر داستان کوتاه،" شگفت انگیزی" است. پایان شگفت انگیز هنگامی روا است که درهائی از معانی را به روی داستان بگشاید. یا محتوای آن را تقویت کند.اگر این مقصود در بین نباشد، نویسنده از نقض کردن حدسیات،واقعاً چه سودی عایدش می شود؟ چه داستان پایان شگفت انگیز داشته باشد و چه نداشته باشد، خواننده ی مبتدی "پایانی خوش" از داستان می خواهد. یعنی شخصیّت اصلی باید مشکلات ودشواری ها را پشت سر بگذارد؛ جنایتکاران را شکست دهد، به معشوقه اش برسد و تا ابد به خوشی و خرّمی زندگی کند.
شخصیّت پردازی در داستان:
هرچه ادبیات از داستانهای تفریحی فاصله بگیرد و به داستانهای تحلیلی نزدیکتر شود، کفه ی شخصیت سنگین تر می شود. زیرا خوانندگان آگاه بیشتر مایلند به جای اینکه از همان اول اعمال شخصیت ها را تعقیب کنند؛ اعمال و حوادثی را دنبال می کنند که شخصیت های شناخته شده انجام می دهند. هر آدم ساده ای پس ازخواندن داستانی، به راحتی می تواند به شما بگوید که فلان شخصیت چه کاری در داستان انجام داد؛ اما فقط یک ذهن تیز و آدم فوق العاده ماهری می تواند از عهده ی تجزیه و تحلیل یکی از شخصیت های داستان بر بیاید.حتی داستانهای پلیسی را هم،که همیشه به صورت معما طرح می شود، راحت تر می توان فهمید. ولی فقط با زحمت زیاد است که می توان شخصیت فردی رادر داستانی تشریح کرد.
پیام داستان:
پیام یک داستان همان روح حاکم بر داستان و درونمایه ی آن است. نتیجه ای کلی در باره ی زندگی است که یا داستان آن را صریحاً بیان کرده،یا ما از آن استنباط می کنیم. فقط در موارد زیر است که می توان گفت در داستانی پیام وجود دارد:
1- هنگامی که نویسنده با جدیت تلاش کرده تا جزء به جزء گوشه ای از زندگی را شرح داده ، یا حقایقی از زندگی را بازگو کند.2- موقعی که نویسنده برخی از تصورات یا نظرات خود را در باره ی زندگی درداستان بگنجاند. اصولاً همه ی داستانهای تحلیلی"پیام" دارند ولی تنها، برخی از داستانهای تفریحی دارای پیام هستند.
نوشته ی :رحیم فرقانی
منابع و مآخذ:
م 1-سوره ،بچه های مسجد،ادبیات نو جوانان(3) 2-"در باب داستان"لورنس پرین. ترجمه :محسن سلیمانی 3-درباره رمان و داستان کوتاه. سامرست موام. ترجمه : کاوه دهگان
سلام دوستان. این یک وبلاگ فرهنگی ، هنری و اجتماعی است که گاهی سعی خواهد شد موضوعات بدیع و آزاد نیز در آن درج شود. خوشحال می شوم اگر افتخار داده و سری به عمو رحیم زدید، او را با نظرات سودمند خود راهنمایی کنید و مطمئن باشید که عمو رحیم هر انتقادی را در جهت اصلاح و ویرایش موضوعات خود، با کمال میل می پذیرد. ضمنا کپی برداری( موضوعی، نه کلّی) از این وبلاگ به شرط ذکر منبع بلامانع است. دست تمامیتان را می بوسم. رحیم فرقانی